مسئله ی پاک شده

 

تا کی تحمل غم و تا کی خدا خدا

دیگر ز یاد برده گمانم مرا خدا

 

در سنگسار ، آینه ای را که می برند

شاید شکسته خواسته از ابتدا خدا

 

اکنون که من به فکر رسیدن به ساحلم

در فکر غرق کردن کشتی است نا خدا

 

امکان رستگاری من گر نبوده است

بیهوده آزموده مرا بار ها خدا

 

با نیت بهشت اگرم آفریده است

می راندم به سوی جهنم چرا خدا

 

ای دل خلاف هروله حاجیان مرو

کافی است هر چه عقل درافتاد با خدا

 

بگذار بی مجادله از نیل بگذریم

تا از عصا نساخته است اژدها خدا

 

فاضل نظری 

 

 

/ 6 نظر / 12 بازدید
حسین

واقعا قشنگه ... چه میشه گفت جز این

شاهده

خیلی زیبا و دلنشین بود... مرسی عزیزم... داره از این شاعر خوشم میاد باید بیشتر بخونمش و بشناسمش![گل]

جواد

سلام بسیار زیبا بود بگذار بی مجادله بگذریم از نیل تا............................. احسنت / و ممنون به خاطر حضورتون در وبلاگ دایی [گل][گل][گل]

دریا

شعرهاشون قابل تامل هستند.. مرسی از انتخابهات..

حسین

کامنتای من چی شدند؟ :)))) راستی نمی خوای آپ کنی. یه شعری چیزی بذار دلمون گرفت

فرشید

روزت مبارک فرشته خلقت . . . خدانیستی تو ای مادر ولیکن من به پایت سجده میدارم نمازم را برای تو به پای تو کنون خوانا تر از هر روز میخوانم تورا کوهی زخوبیها،.. "ادامه در وبلاگم"