امروز جفا نمی‌کند کس

امروز جفا نمی‌کند کس
در شهر مگر تو می‌کنی بس

در دام تو عاشقان گرفتار
در بند تو دوستان محبس

یا محرقتی بنار خد
من جمرتها السراج تقبس

صبحی که مشام جان عشاق
خوشبوی کند اذا تنفس

استقبله و ان تولی
استأنسه و ان تعبس

اندام تو خود حریر چینست
دیگر چه کنی قبای اطلس؟

من در همه قولها فصیحم
در وصف شمایل تو اخرس

جان در قدمت کنم ولیکن
ترسم ننهی تو پای بر خس

ای صاحب حسن در وفا کوش
کاین حسن وفا نکرد با کس

آخر به زکات تندرستی
فریاد دل شکستگان رس

من بعد مکن چنان کزین پیش
ورنه به خدا که من ازین پس

بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله‌ی کار خویش گیرم


سعدی 

/ 3 نظر / 9 بازدید
دریا

مثل همه ی شعرها زیباست......واقعا انتخابهات بی نظیرند دوست عزیز[قلب]

علیرضا

سلام. حقیقتا دلهای گرفته را پرواز میدهد. سپاسگزارم