پژواک

بستن زلف رها سنگدلی می‌خواهد

دل شکستن همه‌جا سنگدلی می‌خواهد



چون دلت حال مرا دید نپرسید چرا

عشق بی‌چون‌و‌چرا سنگدلی می‌خواهد



تو هم ای بخت، ملامتگر ما باش، ولی

سرزنش کردن ما سنگدلی می‌خواهد



کوه بودم همه‌ی عمر و نمی‌دانستم

راه بستن به صدا سنگدلی می‌خواهد



رود یک عمر مرا گفت بیا تا دریا

سنگ ماند به خدا سنگدلی می‌خواهد



کربلا آمد و من حرّ گرفتار، بیا

دل ندادن به بلا سنگدلی می‌خواهد

فاضل نظری  

/ 4 نظر / 8 بازدید
میثم

وب بسیار زیبایی دارید خوشحال میشم به منم سر بزنی[گل]

زهره

سنگدلی هم سنگدلی می خواهد[گل][گل]

آزاد

سلام دوست گرامی با یک مطلب جدید پیرامون کتاب " سه فنجان چای" به روز هستم . اگر فرصت داشتید ، خوشحال می شوم یک سری بزنید. پیروز باشید آدرس وبلاگ :http://blog.cheshmehregi.com

رضا

سلام زهرا جان خیلی قشنگ بود ..ممنون که اسم شاعرو نوشتی آبجی.. [گل]